محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
397
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
ثرب و بر تمام شكم محيط است و در اربيتين مجتمع گشته فرود آمده است و باز منبسط شده بر خصيتين محتوى گشته . سوم ثرب است و آن جسمى است غليظ شحمى كه ملاصق احشا است . چون در بيان اين مرض دانستن حقيقتِ پوشش بطن لازم بود عيان نموده شد . علاج در قيل ، نخست آن نازل را از خصيه بالا فرستند به دَلك ملايم ، بعده ادويه قابضه مشدّده كه بيان يابد طلا نمايند و بعده كيسهء سه گوشه به اندازهء كش ران بدوزند و در آن زيره كوفته يا باديان كوفته پر كنند به عنف تا مستحكم شود و بر سر هر گوشهء آن بندى آويزند و كيسه در آنجا نهاده به هر وجه كه اليق بود و چسپان باشد بربندند بندها را . و حين بستن ، مريض را بر پشت باز خوابانند . و آنجا كه فتق ريحى بود از چيزهاى بادى اجتناب كردن و اشياى بادشكن به كار بستن مرضعه و طفل را واجب است . و در فتق البطن و الاربيه بايد كه نانخواه را بسايند و به سپيدهء بيضه آميخته برنهند . و اگر قوىتر خواهند ، ادويه مشدّده به كار برند و كيسهاى كه از باديان مسحوق ، يا زيرهء مسحوق مملو بود بربندند . و بسيار باشد كه همين كيسه تنها كفايت كند . و ملاك امر در علاج اين مرض ، از بكاء شديد و حركت قوى بازداشتن است ، خاصه در اثناى وضع دوا و كيسه تا ممكن باشد از حركت بازدارند . و بدانند كه اين علت در اطفال زود بِهْ مىشود اگر تمهّل راه نيابد . صفت ضمادى كه نافع است : مصطكى ، انزروت ، كندر ، جوز السرو ، برگ سرو ، اقاقيا ، دم الاخوين ، گلنار ، مرمكى ، شبّ يمانى ، ابهل ، صبر ، حضض ، جمله ادويه يا هر چه باشد ، كوفته ، بيخته ، به سيرش ماهى كه در شيرهء عنب الثعلب گداخته باشند آميخته ، بر لته نهاده بر محل مقصود گذارند . نوع ديگر كه در جميع اقسام فتق مفيد است : گلنار ، برگ مورد ، مازو ، صبر ، مر ، كندر ، جوز السرو ، زفت ، مقل ، ابهل ، كوفته بيخته به سيرش ماهى چنانچه گفته شد سرشته ، استعمال سازند . نوع ديگر : سرگين موش در شير سائيده ، بر زهار و خصيه طلا كنند بر سبيل دوام كه نفع تمام دارد . الزحير و آن عبارت است از حركت رودهء مستقيم كه ملاصق است به مقعد و خاصهء او است كه آدمى به هر اندك مدت محتاج تبرّز شود و بر نيايد از وى مگر رطوبتى لزج ، قليل المقدار ، لهذا اين را علة الدجاجه نيز گويند . و اكثر وقوع آن در صبيان از اصابت برودت به اسافل ايشان و گاه بود كه از صفرا افتد ، چنانچه در اسهال حار پديد مىآيد . علاج : در اصابت بردى ، بگيرند حرف و كمون متساوى و بكوبند و بپزند و به روغن كهنه گاو بسرشند و به قدر حاجت بخورانند با آب سرد . ايضا جاورس ، يا خاكستر گز ، يا خاكستر پشك گوسفند ، بر تابه گرم كنند و در لته بسته تكميد كنند مقعد را ، يا طفل را بر آن نشانند . و نشستن بر آجر نوتافته كه لته بر آن افگنده باشند همين عمل دارد ، ليكن بايد كه گرمى به اعتدال بود تا سستى دل نياورد و ايذا نرساند . و حمول دانهء سير مفيد است . و در زحير كه از گرمى بود ، به زور بارد دهند . و اگر طبع فراغت نمىآمده باشد تليين نمايند و مبادرت در حبس قطعا نكنند تا كه صدق و كذب زحير متيقّن نشود . و بدانند كه گلقند با لعابهاى موافقه آميخته مرضعه و طفل را خورانيد من حيث التقويت و الازلاق و التغذية نفع تمام دارد . و ايضا زردهء بيضهء